0

یک از یک گناه کارتریم ، یک از یک بی گناه تریم ، یک از یک نا آگاه تریم ،  

فراموش می کنیم ، فراموش می شویم ، فراموش می شوند و هر کس به نوعی درگیر فراموشی ! 

بسیار انسان ها را می بینم که خود جزوی از آنها هستم ، بد می کنند ، زخم می زنند ، زندگی ها را به آتش می کشند ، جان انسان ها را میگیرند تنها به خاطر آنکه حرف و حرکت از ما باشد 

هیچ کس دلیلش را نمی فهمد ! چرا چنین کردم ! چنین شد ! 
گذشت آنچه من کردم و آنها کردند 
همه چیز کم رنگ شد 
فاصله ها بیشتر شد ، 
سن ها بالا و بالا تر شد 
یک به یک فراموش میکنیم که چه بود و چه بد کردیم با این مردم 

و خود من بسیار زود فراموش میکنم که چه کرده ام ! 

ولی من از خود و تو و سنت و مصلحت و فرهنگ و بزرگتر و همه بیزارم ، 

 کودکی ام را گرفتند ، نوجوانی ام را زندانی کردند در افکار و اعتقادات و سنت هایشان ، در نهایت جوانی ام را فلج و افسرده کردند ، من ماندم با بقیه عمر با جسم و فکری ناقص ! 
آنها ! آنها ! 
آنها همه خوب ها و بزرگان شدند ، درون قبر رفتند و احترامشان بیشتر و بیشتر شد . 

تو یکی از چند تنفر من از دنیایی ، من هر ثانیه بی خود تر از خود می شوم ، انگار که همراه من است تمام این اتفاق های تلخ  

من در سی سال زندگی به جنون می رسم ، می میرم ، زنده میشوم ، از دست  خودم فرار می کنم ، خاطره هایی که هیچ کدام را به یاد نمی آورم تنها جای آنها در زندگی من مانده است مرا می کشد ، مثل یک سم  

من گاه خود در این برزخ ، قتل ها و زخم های عمیق بسیار به جای گذاشته ام که خود باز قربانی رفتار های خود می شوم که دیگران باعث تحریک ناخواسته شیطان درون ، که گاه صد برابر از شیطان پست و گثیف تر می شود . 

من یک قربانی ام که خود انسان های زیادی را قربانی کردم که من ، گفته و کرده باشم . 

آموزگار اشتباه ؟ زندگی اشتباه ؟ نیاکان بد ؟ قانون چرخش !  

چه چیز باعث می شود تو جان مرا بگیری و من در جهل جان دیگری را و این چرخه اینقدر ادامه پیدا می کند که فرد مورد ظلم این ظلم را ظلم نمی بیند ، حکمت ، سنت می بیند ! 

من از تو بی زارم خود گناهکارم ، من از تمام نیاکان و اطرافیان که به اشتباه زندگی ها را کور و خاموش می کنند و باز ادامه پیدا می کند این چرخه بی زارم . 

من خود چه حق ها را که ناحق نکردم ، چه جسم ها را که بی دل نکردم چه قتل های رفتاری و صحبتی که نکردم . 

آه از تو انسان که تو چه عجیبی ! 

فرهنگ ؟ آموزگار ؟ خود ؟ شعور ؟ شخصیت ؟ بیماری ؟  

ظلم میکنی ُ ظلمت برای تو و شاید دیگران ظلم نباشد ُ ظلمی مبهم مانند من و نوشته هایم و بعد خود را بی گناه میکنی . 

Samson last

نویسنده Samson last

#blogger #programmer #web_developer

نوشته های بیشتر از Samson last

پیوستن به بحث و گفتگو 2 نظر

نظرتان را بگویید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: