0

جلوی آینه نشسته ام ، چراغ های خانه خاموش است ، نور LCD تنها نور است !
در آینه فقط یک شیطان می بینم !
صدای خودم میزنم واق واق هاپ هاپ !
من و او ( شیطان ) در آغوش هم !
اَجنه برایمان کِل و سرود می زنند !
به مناسب هم آغوشیمان !
صدای جیغ زنی می آید !
آن زن چه آشناست !
من سالها پیشـ شوهر او بوده ام !
او من هستم ! من او شده ام ! او ، او منم !
فریاد میزنم ! من کیستم ؟ چه شده ؟
نه ، نه
برزخ اینجا نیست ! اینجا خانه من است !
نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه !
نه
نه
نه
شیطان من از تو ام ، شیطان نام مرا به نام تو می خوانند ، مکن چنین کابوسی بر من ! اَجنه می روند ! شیطان می رود ! و من تبدیل به من می شوم تا آن زن !
.
Mr last – آقای آخر

Samson last

نویسنده Samson last

#blogger #programmer #web_developer

نوشته های بیشتر از Samson last

نظرتان را بگویید